او در ماه شعبان آنجا فرود آمده بود و شعبان و رمضان را در آن جا به سر برد .
در اين مدت ميان او و اتابك عز الدين مسعود ، فرمانرواى موصل ، پيك و پيامهائى رد و بدل شد .
مجاهد الدين قايماز نيز بار ديگر در دستگاه عز الدين تقرب يافته بود و نامهنگارى مىكرد .
سخنان او در نزد ملوك ديگر مقبول واقع مىشد زيرا از درستى گفتار او آگاه شده بودند .
هنگامى كه پيك و پيامهائى درباره صلح رد و بدل مىشد ، صلاح الدين بيمار گرديد و از كفر زمار رفت و مىخواست به حران برگردد كه فرستادگانى از موصل رسيدند و پيام آوردند كه آنچه مىخواست ، پذيرفته شده است .
بدين گونه ، ترتيب صلح را داد و به حفظ آن سوگند ياد كرد .
شرايط صلح اين بود كه عز الدين ، شهر زور و توابع آن ، و ولايت قرابلى و همه توابع آن سوى رود زاب را به صلاح الدين واگذار كند و بر منابر شهرهاى خود نيز به نام او خطبه بخواند . و نام او را بر سكه نيز ضرب كند .
صلاح الدين وقتى سوگند ياد كرد ، رسولان خود را پيش عز الدين فرستاد . و آنان او را نيز قسم دادند . و شهرهايى را كه قرار بود تسليم كند تحويل گرفتند .
صلاح الدين به حران رسيد و آنجا ماند در حالى كه همچنان بيمار بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٩