تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
جهان از جنگ بياسود و مردم آرام گرفتند و ماده فتنه قطع شد . و اين بيشتر در نتيجه روى كار آمدن مجاهد الدين قايماز و ميانجيگرى او بود . خدا او را بيامرزاد . اما بيمارى صلاح الدين در حران به درازا كشيد و از خانواده‌اش در پهلوى او يكى برادرش - الملك العادل - كه در آن زمان حلب را در اختيار داشت . و ديگر پسرش - الملك العزيز عثمان بودند . بيمارى صلاح الدين آنچنان سخت شد كه از بهبود او نا اميد شدند ، از اين رو مردم را براى فرمانروائى فرزندان او سوگند دادند و براى هر يك از اولاد او ، از شهرها ، بهره‌اى معلوم و معين كردند . برادر او ، ملك عادل را هم وصى همه ساختند . ولى بعد ، صلاح الدين بهبود يافت و در محرم سال 582 هجرى قمرى به دمشق بازگشت . هنگامى كه در حران به بستر بيمارى افتاده بود پسر عمش - ناصر الدين محمد بن شير كوه - كه حمص و رحبه را به اقطاع در اختيار داشت - پهلوى او بود . همين كه حس كرد ممكن است صلاح الدين از دنيا برود ، روانه حمص شد و ضمنا به حلب رفت و گروهى از جوانان حلب را فرا خواند و به ايشان پول داد . همچنين وقتى به حمص رسيد به گروهى از مردم دمشق نامه نگاشت و به آنان وعده‌هائى داد تا در صورت فوت صلاح الدين شهر را به او تسليم كنند . آنگاه در حمص به انتظار درگذشت صلاح الدين ماند تا روانه دمشق شود و آن جا را بگيرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 40 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت