اما صلاح الدين - همچنانكه گفتيم - بهبود يافت و خبر رفتن ناصر الدين محمد بن شير كوه را شنيد .
چيزى نگذشت كه ناصر الدين محمد بن شير كوه ، در شب عيد قربان از دنيا رفت .
او شراب مىخورد و در اين كار زيادهروى مىكرد . بدين جهة بامداد او را مرده يافتند .
بعد خبرى شايع شد كه صحت و سقمش بر عهده كسانى است كه آن را شايع كردند :
مىگفتند صلاح الدين مردى را كه ناصح بن عميد خوانده مىشد وادار كرد كه ناصر الدين را از ميان بردارد .
او كه از مردم دمشق بود به خدمت ناصر الدين رفت و نديم او شد و به او زهر نوشاند .
بامداد روز بعد ، مردم ناصح بن عميد را نديدند و وقتى پرسيدند گفته شد : « او شبانه پيش صلاح الدين رفته است . »
اين پيشامد بود كه بد گمانى مردم را بر انگيخت .
وقتى ناصر الدين محمد بن شير كوه از دنيا رفت ، صلاح الدين شهرهايى را كه در اختيار او بود به پسرش - شير كوه - واگذاشت .
اين پسر در آن هنگام دوازده سال داشت .
ناصر الدين اموال و اسبان و اشياء گرانبهاى بسيار از خود بجاى گذاشته بود .
از اين رو صلاح الدين به حمص رفت و آنچه را كه ازو مانده بود بازديد كرد .
بيشتر آنها را گرفت و چيزى براى پسرش باقى نگذاشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: ابن الأثير
ص٤١