تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
او هم به ميافارقين رفت و به اسد الدين يرنقش گفت : « تو از سوى چه كسى نبرد مىكنى و براى چه مىجنگى ؟ . . من اكنون براى تسليم شهر خلاط به صلاح الدين آمده‌ام . » اسد الدين كه اين خبر شنيد دست و پاى خود را گم كرد و روحيه‌اش ضعيف شد . لذا كسى را پيش صلاح الدين فرستاد و موضوع تيول و پول را مطرح كرد . صلاح الدين درخواست او را پذيرفت و آن شهر را در آخر جمادى الاولى تحويل گرفت . آنگاه برخى از دختران خاتون را براى بعضى از فرزندان خود عقد كرد . قلعه هتاخ [ ( 1 ) ] را نيز در اختيار اين خانم گذاشت تا با دختران خود در آن جا به سر برد . * * *
هامش
[ ( 1 ) ] - هتاخ ( به فتح هاء و تشديد تاء ) : قلعه مستحكمى است در ديار بكر نزديك ميافارقين - از معجم البلدان . ( لغتنامه دهخدا )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 37 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت