تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
در اين جا فرنگيان فشارى ديدند كه ياراى برابرى با آن را نداشتند . ياران عماد الدين ، يعنى گروه اول ، هم به اندازه كافى استراحت كرده و تازه نفس بودند . آنان نيز برخاستند و با دو گروه ديگر همگامى كردند . درين هنگام كار بر فرنگيان سخت شد و دل‌هاى ايشان به تپش افتاد و خستگى و فرسودگى ايشان فزونى يافت . اين بود كه زبونى خود را در جنگ آشكار كردند و از سختى گرما و كارزار از حمل اسلحه ناتوان شدند . مسلمانان با آنان كه وارد دژ مىشدند ، در آميختند و همراهشان به درون دژ رفتند . دسته اندكى نيز از كسان صلاح الدين در مشرق دژ ، در خيمه‌هاى خود به سر مىبردند . اينان ديدند كه فرنگيان در بستن آن سوى دژ سستى كرده‌اند براى اين كه فكر نمىكرده‌اند از آن سو مورد حمله قرار گيرند و همه نيروى خود را در جهتى افزايش داده بوده‌اند كه صلاح الدين مىجنگيده است . بنابر اين از آن سو بالا رفتند بىآن كه به مانعى برخورند . بدين گونه ، آن دسته نيز از راه ديگر به درون دژ آمدند و به مسلمانانى كه داخل دژ بودند ، پيوستند و سرگرم كارزار با فرنگيان شدند . سرانجام با خشم و خشونت بر دژ دست يافتند . فرنگيان بر قله‌اى كه دژ داشت رفتند . مسلمانان قله را در