از اين رو لشكر خود را به سه گروه تقسيم كرد .
قرار شد كه نخستين گروه پيش بروند و با دشمن روبرو شوند و بجنگند . وقتى خسته شدند ، برگردند و گروه دوم به پيش بروند .
لشكريان گروه دوم هم پس از خستگى و فرسودگى برگردند و نوبت پيشروى به گروه سوم برسد .
اين كار همچنان تكرار شود تا اينكه فرنگيان خسته شوند و به ستوه آيند .
عده فرنگيان آنقدر زياد نبود كه بتوانند آنان را بدين گونه تقسيم بندى كنند و با مسلمانان معامله به مثل نمايند . از اين رو ، هنگامى كه خسته مىشدند و از پا در مىآمدند ، دژ را تسليم مىكردند .
بنابر اين ، روز بعد ، كه روز بيست و هفتم جمادى الآخر بود .
يكى از آن سه گروه پيش رفت .
فرمانده ايشان عماد الدين زنگى بن مودود بن زنگى - صاحب سنجار - بود .
اين گروه پيش رفتند .
فرنگيان نيز از دژ خود بيرون آمدند و از فراز ديوار كوچك درونى دژ به جنگ پرداختند و از پشت سنگرهاى فلزى و چوبى آنان را تيرباران كردند . ضمنا به سوى مسلمانان آمدند تا به كوه نزديك شدند .
نزديك شدن فرنگيان كار را بر مسلمانان سخت ساخت و آنان را زبون كرد زيرا راه بسيار دشوار و ناهموار بود و نمىتوانستند خود را به فرنگيان برسانند .
بر عكس ، فرنگيان چون در جائى بلند قرار داشتند ، بر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨١