تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
هيچ جا را مناسب‌تر از جهة غربى آن نيافت . بنابر اين خيمه كوچكى براى وى در آن جا برپا گرديد . او در آن سراپرده سكونت گزيد . به سبب تنگى جا نيز تنها عده‌اى اندك از سرداران و سپاهيان زبده وى در آن جا فرود آمدند . پيكار با مردم اين دژ از سوى شمال و جنوب امكان نداشت زيرا هيچ كس نمىتوانست از كوهى كه در آن دو سو بود بالا برود . بالا رفتن از سوى خاورى امكان داشت ولى فقط براى افراد غير نظامى ، زيرا بسيار بلند و صعب العبور بود . اما از سوى باختر دره‌اى دامن آن كوه را فرا مىگرفت و در اين طرف دره ، زمينى بلند واقع بود كه بلندى بسيار داشت . چنان كه بلندى آن به بلندى دژ نزديك مىشد . ظاهرا از اين نقطه ، سنگ‌هائى كه با منجنيق پرتاب مىشد ، و تيرهائى كه مىانداختند به دژ مىرسيد . مسلمانان در آنجا فرود آمدند و منجنيق‌هائى برپا كردند . مردم دژ نيز در برابر آن منجنيقى نصب نمودند كه اثر منجنيق مسلمانان را از ميان ببرند . من از فراز كوهى بلند كه مشرف بر آن دژ بود . مىنگريستم ولى از آن جا هيچ چيز به قلعه نمىرسيد . زنى در آن دژ بود كه با منجنيق سنگ مىپراند . و پرتاب‌هاى او بود كه منجنيق مسلمانان را از كار انداخت . صلاح الدين ، وقتى ديد كه منجنيق سودى ندارد ، بر آن شد كه به لشكريان خود فرمان پيشروى دهد و با همه قشون خود با اهل دژ نبرد كند .