تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦

در ستايش خداوند عالم جلّ شأنه

سر اين نامه نام آن خداوند * كه از عشق آفريده عالمى چند خداوندى كه بر جنبنده جان داد * به حرفى نظم اين كون و مكان داد به دست قدرتش موت و حيات است * گواه وحدت او ممكنات است به فصل دى مزاج مرگ داده * بهاران را نوا و برگ داده دهد مر سالكان را رنج و رحمت * بگمراهان فراوان جاه و عزّت به مسكينان لباس بىنوائى * شهان را زينت گيتى خدائى خرد را آگهى ز اين ماجرا نيست * به كارش صحبت چون و چرا نيست شه دنيا و دين ، سلطان لولاك * مكرّر گفت ربّى ما عرفناك

في المناجاة

الهى جرمم از اجرام كهسار « 1 » * فزون گشت از شمر « 2 » بيرون ز مقدار هوايم غالب آمد ، عقل مغلوب * هوس فرمان روا و نفس معيوب تن از بار معاصى گشته رنجه * دل اندر چنگ شيطان در شكنجه سر از سرپيچى فرمان دادار * كدوئى خشك مانده بر سر دار
هامش
( 1 ) كوهسار . ( 2 ) شمر مخفّف شماره و تعداد .
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 16 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي