خطاب به حضرت حجة عجّل اللَّه فرجه
الا اى پيك رفرف « 1 » سير غايب * كه باشى شاه غايب را تو حاجب
گذر كن سوى آن اقدس حظيره * كه باشد نام آن خضرا جزيره
بگو مشت گلى آلوده بر خون * همى گويد كه اى تمثال بيچون
روا نبود كه با مثل تو حجّت * ز ابناء زمان جوئيم سنجق « 2 »
الا اى شهسوار ملك هستى * الا اى داور بالا و پستى
الا اى مالك كلّ ممالك * الا اى رهنماى هر چه سالك
الا اى وارث تاج پيمبر * الا اى حامل تيغ دو پيكر
الا اى مونس غمديده دلها * الا اى قهرمان آب و گلها
الا اى منفرد از آفرينش * وجودت واجب و غايب ز بينش
الا اى علّت غائىّ ايجاد * كه شد كونين از بود تو آباد
الا اى صاحب امر الهى * توئى فرمانده از مه تا به ماهى
الا اى بندهء خاصّ يگانه * رسول دوّمين اندر زمانه
هامش
( 1 ) نام پرندهاى است ( المعجم الوسيط ) .
( 2 ) سنجق : اميرى داراى علم و نشان . ( برهان قاطع )