تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
چنين گويند اصحاب هدايت * خداوندان اخبار و روايت سر سلطان دين را شاه سجّاد * گرفت از دست آن بدتر ز شدّاد بر اهل يقين باشد مسلّم * كه كس قادر نباشد در دو عالم كه ملحق سازد آن سر را به پيكر * به جز سرّ خداى فرد داور به پايان رفت چون آن ظلم و بيداد * شد آن مولا ز بند بنده آزاد

عزيمت امام همام با اهل بيت كرام به سوى مدينه از شام

نمود آن خسرو بافرّ و فرهنگ * ز شهر شام سوى يثرب آهنگ ز ياران هر كه بود آنجا خبر شد * مهيّا جمله اسباب سفر شد كشيد آن خسرو ملك هدايت * به سوى تختگاه خويش رايت بهمراهىّ آن جمع پريشان * برون از شام آمد صبح ايمان بشير بن خرامش بود همراه * كه باشد رهنماى صاحب راه چو قدرى راه پيمود آن شه راه * دليل راه با آن سرّ اللَّه بگفت از سرور و سالار ايمان * در اين صحرا ، دو ره باشد نمايان يكى راه عراق فتنه ساز است * يكى ديگر روان سوى حجاز است كدامين راه را اى شاه پيروز * روان هستى كه من باشم قلاوز ؟
« 1 »
هامش
( 1 ) راهنما و دليل .
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 144 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي