تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
پر از غم سينه با افغان و زارى * نشستند آل طه در عمارى نه تنها كربلاشان پر بلا بود * بر ايشان هر زمان كرب و بلا بود

ورود موكب امام همام و اهل بيت كرام ( ع ) به مدينه طيّبه

( 1 )
سوى ملك حجاز آن لشكر آه * به‌پيمودند ره را گاه و بيگاه چو پيدا گشت را يثرب از دور * حرم را شد عيان ، بر سر دگر شور ورود شهر و آن بنگاه و منزل * بدى اهل حرم را سخت مشكل چو ديد آن دختر سلطان سرمد * نشستنگاه جدّ خويش احمد عتاب آميز گفت آن بىقرينه * پر از غم سينه ، با شهر مدينه مدينة جدّنا لا تقبلينا * فبالحسرات و الأحزان جئنا خرجنا منك بالاهلين جمعا * رجعنا لا رجال و لا بنينا غلامان بهر آن سلطان و الا * به‌پا كردند خرگاهى در آنجا دليل ره بشير آن نيك آئين * كه بود اندر ركاب سرور دين به دو فرمود آن سلطان مظلوم * كه باشد مر مرا پيدا و معلوم پدر بودت يكى پاكيزه گوهر * به شعر اندر سخن سنج و سخنور تو را خود بهره باشد اندر اين كار * توانى رشته كردن نظم اشعار بگفت آرى فدايت جان عالم ! * مرا خود شاعرى باشد مسلّم
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 146 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي