چنان خواهيم بود كه پيش ازين بوديم . و گرنه ، براى سيف الدين - صاحب موصل - پيام مىفرستيم و با او مصالحه مىكنيم و ازو يارى مىخواهيم .
همچنين ، كسى را به مصر نزد صلاح الدين روانه مىكنيم و از او كمك مىطلبيم .
آنگاه از هر سو به شهرهاى شما هجوم مىآوريم و شما نمىتوانيد در برابر ما ايستادگى كنيد .
اين را هم مىدانيد كه صلاح الدين از برخورد با نور الدين مىترسيد ، ولى اكنون ديگر اين ترس او از ميان رفته است . و اگر او را براى دست يا بى به شهرهاى شما دعوت كنيم ، از قبول دعوت ما خوددارى نخواهد كرد . »
فرنگيان به راستى گفتار شمس الدين محمد بن مقدم پى بردند و در برابر مبلغى پول كه ازو گرفتند و اسيرانى كه نزد مسلمانان داشتند و او آزاد كرد ، با وى صلح نمودند و قرار متاركه جنگ گذاشتند .
صلاح الدين ايوبى ، وقتى اين خبر را شنيد ، آن را نپسنديد و به خاطرش گران آمد .
از اين رو ، به ملك صالح و اميرانى كه با وى بودند نامه نوشت و آن كار را نكوهش كرد و وعده داد كه شخصا بر شهرهاى فرنگيان حمله برد و ضرب شست خود را به آنان نشان دهد و چنان زهر چشمى از آنان بگيرد كه از خيال تصرف شهرهاى ملك صالح در گذرند .
منظور صلاح الدين بدست آوردن بهانهاى بود تا راهى به سوى شهرهاى شام و تسخير آنها بيابد .
اميران شامى هم كه با فرنگيان مصالحه كردند از بيم صلاح الدين و همچنين ، سيف الدين صاحب موصل بود كه تازه شهرهاى جزيره ابن عمر را به تصرف خويش در آورده بود . و مىترسيدند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٥