تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ولى نتوانست ميوه درختى را كه كاشته بود بچيند چون سيف الدين او را نيز مانند ساير اميران خود به شمار آورد . توصيه‌اى كه فخر الدين عبد المسيح به سيف الدين كرد ، اين بود : « صلاح در اين است كه خود را به شام برسانى و آن سرزمين را بگيرى چون الآن در آن جا مانعى براى اين كار وجود ندارد . » بزرگترين امراء سيف الدين ، اميرى بود كه عز الدين محمود نام داشت و معروف به زلفندار بود . او به سيف الدين گفت : « تو بيشتر سرزمين‌هائى را كه از آن پدرت بود به دست آورده‌اى . اكنون بهتر است كه باز گردى . » سيف الدين نيز به سخن او گوش داد و به موصل بازگشت زيرا آنچه خداوند بخواهد همان خواهد شد .

محاصره قلعه بانياس به وسيله فرنگيان و بازگشت ايشان از آن جا

وقتى نور الدين محمود ، صاحب شام ، در گذشت ، فرنگيان گرد هم آمدند و به سوى قله بانياس كه از توابع دمشق بود روانه شدند و آن جا را محاصره كردند . شمس الدين محمد بن مقدم ، همين كه چنين ديد ، لشكرى را كه در دمشق داشت جمع كرد و از شهر بيرون شتافت . بعد ، به فرنگيان نامه نوشت و با آنان مدارا و مهربانى نمود . سپس در گفتار خود تندى و خشونت نشان داد و گفت : « اگر با ما آشتى كرديد و از بانياس برگشتيد ، ما نيز با شما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 84 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت