در اين سال ، در ماه رمضان ، در ديار بكر و جزيره و موصل بارانهاى پياپى باريد .
اين بارش چهل روز دوام يافت و در سراسر مدت ما بيش از دو بار خورشيد را نديديم . هر بار هم فقط لحظهاى بود .
از اين بارندگى ، خانه و اماكن بسيار ديگرى ويران گرديد . ويرانى رو به فزونى گذاشت و گروه زيادى از مردم در زير آوار جان سپردند .
آب دجله نيز طغيان كرد و افزايش بسيار يافت . اين افزايش در بغداد به بيشترين حد رسيد . يعنى از تمام فزونىهائى كه دجله از زمان ساخته شدن بغداد تا اين هنگام به خود ديده بود ، آب به اندازه يك ذراع و كسرى بالاتر آمد .
مردم از غرق شدن به وحشت افتادند و از شهر دور گرديدند و بر ساحل دجله اقامت گزيدند چون از گشوده شدن نهر قورج مىترسيدند . و هر گاه كه موضعى از آن نهر باز مىشد به بستن آن مىپرداختند .
آب در تمام گندابروها افتاد و بسيارى از خانهها را ويران ساخت و داخل بيمارستان عضدى شد .
قايقها از پنجرههاى بيمارستان كه تازه از ديوارهاى بيمارستان كنده شده بودند ، رد مىشدند .
سر انجام خداى بزرگ بر مردم مرحمت كرد و آب كه نزديك بود آنان را غرق سازد كاهش يافت .
* * * در اين سال ، در ماه جمادى الاول ، ميان قطب الدين قايماز و خليفه عباسى ، المستضيء بامر الله ، كشمكشى در گرفت .
سبب بروز اين اختلاف آن بود كه خليفه فرمان داد تا عضد الدين بن رئيس الرؤسا به مسند وزارت برگردد .
قطب الدين قايماز مانع شد و دروازه نوبى و باب العامه را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٧