خدمتى كه اثرش آشكار خواهد شد .
هر يك از شما را نيز به خاطر بىتدبيرى و بد عملى كه از خود نشان داديد و از شهرهاى او دفاع نكرديد ، به كيفر خواهم رساند . »
ابن المقدم و گروهى از آن اميران ، همچنين ، ملك صالح را با اصرار از رفتن به حلب باز داشتند زيرا مىترسيدند شمس الدين على بن دايه بر آنان پيروز شود و ملك صالح را نيز از ميان ببرد .
شمس الدين على بن دايه از بزرگترين اميران نور الدين به شمار مىرفت ولى به علت بيمارى نمىتوانست به نور الدين بپيوندد و به خدمت او كمر ببندد .
او و برادرانش در حلب بودند و كار حلب به دست ايشان اداره مىشد .
لشكريان حلب نيز در زمان حيات نور الدين و بعد از او زير فرمان ايشان بودند .
امير شمس الدين چون خود بيمار بود و نمىتوانست حركت كند براى ملك صالح پيام فرستاد و او را به حلب فرا خواند تا از پيشروى و دستبرد سيف الدين - پسر عمويش ، قطب الدين - بر شهرهاى جزيره ابن عمر جلوگيرى كند .
ولى - چنان كه گفتيم - اميرانى كه با ملك صالح بودند نگذاشتند كه او به حلب برود .
دست يافتن سيف الدين بر شهرهاى جزيره ابن عمر
نور الدين ، پيش از آن كه بيمار شود ، به شهرهاى شرقى ، موصل و ديار جزيره و غيره پيام فرستاد و لشكريانى را ، ظاهرا براى جنگ و جهاد و باطنا براى منظورى ديگر ، خواسته بود ، چنان كه