نزد صلاح الدين ، به آنان نرسيده بود .
ما - اگر خداى بزرگ بخواهد - جريان حمله آنان به اسكندريه را شرح خواهيم داد .
اما فرنگيان كرانه شام به جنگ با مصريان برنخاستند زيرا از فاش شدن توطئه آگاهى يافته بودند .
عماره يمنى سخنسراى گرانمايهاى بود . از اشعار او يكى اين است :
لو ان قلبى يوم كاظمة معى * لملكته و كظمت فيض الادمع
قلب كفاك من الصبابة انه * لبى نداء الظاعنين و ما دعى
ما القلب اول غادر فالومه * هى شيمة الايام مذ خلقت معى
و من الظنون الفاسدات توهمى * بعد اليقين بقائه فى اضلعى
( يعنى : روز سفر از كاظمه ، اگر دل من با من بود ، بر او دست مىيافتم و از جريان اشك جلوگيرى مىكردم .
نشانه عاشق پيشگى دل من همين بس كه به نداى مسافران پاسخ داد در حالى كه دعوت نشده بود .
اين دل نخستين كسى نيست كه به من خيانت مىورزد تا سرزنش كنم . بلكه از آغاز آفرينش ، روش روزگار با من چنين بوده است .
پس از آنكه بقاى او را در سينه خود يقين كردم از بدگمانىها در انديشه افتادم .
اين شعر نيز از اوست :
لى فى هوى الرشا العذرى اعذار * لم يبق لى مذ اقر الدمع انكار