تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
شدند . سلطانشاه محمود وقتى از تصميم ايشان آگاهى يافت به جمع - آورى سپاه پرداخت از دزدان و تبهكاران و راهزنان و هر كس ديگرى كه طمع چپاول داشت گروهى بسيار در اطرافش اجتماع كردند . غياث الدين و همراهانش در طالقان فرود آمدند و سلطانشاه در مرو الرود اردو زد . غوريان ، يعنى افراد غياث الدين ، پيشدستى كردند و خود را به سلطانشاه محمود رساندند . دو طرف يك ديگر را به جنگ تهديد كردند . دو ماه وضع به همين منوال باقى ماند . درين مدت شهاب الدين از برادر خود ، غياث الدين ، اجازه مىخواست كه به جنگ پردازد ولى غياث الدين به او اجازه نمىداد . آنگاه امر بر اين قرار گرفت كه غياث الدين شهرهاى پوشنگ و بادغيس و قلعه‌هاى بيوار را به سلطانشاه واگذارد . شهاب الدين و بهاء الدين سام ، فرمانرواى باميان ، از اين كار اكراه داشتند ولى با تصميم غياث الدين مخالفت نكردند . سر انجام فرستاده سلطانشاه محمود نزد غياث الدين حضور يافت و اميران نيز حاضر شدند تا قرار داد نوشته شود . فرستاده سلطانشاه گفت : « سلطانشاه مىخواهد كه شهاب الدين و بهاء الدين هم در انجام اين مراسم حضور داشته باشند . » غياث الدين به دنبال آن دو تن فرستاد . آنها پاسخ دادند كه : « ما مملوكان تو هستيم و با هر كار كه تو بكنى نمىتوانيم مخالفت كنيم . » در همان حين كه عده‌اى در حضور غياث الدين اجتماع كرده و سرگرم نوشتن قرارداد بودند ، ناگهان مجد الدين علوى هروى وارد شد .