و به يغماگرى پرداخت .
شهر پوشنگ را نيز در محاصره گرفت و روستاهاى آن حدود را غارت كرد و رعايا و اموالشان را مصادره نمود .
غياث الدين وقتى خبر تاخت و تاز او را شنيد نخواست كه خود شخصا به مقابله با او برخيزد . بلكه ملك سيستان را فرستاد .
همچنين به خواهر زاده خود ، بهاء الدين سام ، صاحب باميان ، نوشت كه در اين لشكر كشى به او ملحق گردد .
علت اينكه غياث الدين دو امير مذكور را به جنگ سلطانشاه محمود فرستاد آن بود كه شهاب الدين ، برادرش ، در هند اقامت داشت و فصل زمستان بود و نمىتوانست به كمك غياث الدين شتابد .
ملك سيستان ، و همچنين بهاء الدين سام خواهر زاده غياث الدين ، با لشكريانى كه در اختيار داشتند ، خود را رساندند .
آمدن ايشان با رسيدن سلطانشاه محمود به هرات همزمان بود .
بدين جهة سلطانشاه همين كه از آمدن آنان آگاه گرديد بىآنكه به پيكار دست يازد ، به مرو بازگشت و از هر شهرى كه گذشت همه را آتش زد و غارت كرد .
او تا فصل بهار در مرو ماند .
ضمنا نامه غياث الدين را پاسخ داد و او را از ويرانىهائى كه به آورده بود آگاه ساخت .
غياث الدين نيز براى برادر خود ، شهاب الدين ، پيام فرستاد و آن را به او اطلاع داد .
شهاب الدين فورا دستور داد كه در اردوگاه وى جار بزنند و لشكريان را براى حركت آماده سازند .
آنگاه با قشون خود به خراسان برگشت .
او و برادرش ، غياث الدين ، و ملك سيستان و فرمانروايان و سرداران ديگر گرد هم آمدند و عازم پيكار با سلطانشاه محمود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨