تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
و به يغماگرى پرداخت . شهر پوشنگ را نيز در محاصره گرفت و روستاهاى آن حدود را غارت كرد و رعايا و اموالشان را مصادره نمود . غياث الدين وقتى خبر تاخت و تاز او را شنيد نخواست كه خود شخصا به مقابله با او برخيزد . بلكه ملك سيستان را فرستاد . همچنين به خواهر زاده خود ، بهاء الدين سام ، صاحب باميان ، نوشت كه در اين لشكر كشى به او ملحق گردد . علت اينكه غياث الدين دو امير مذكور را به جنگ سلطانشاه محمود فرستاد آن بود كه شهاب الدين ، برادرش ، در هند اقامت داشت و فصل زمستان بود و نمىتوانست به كمك غياث الدين شتابد . ملك سيستان ، و همچنين بهاء الدين سام خواهر زاده غياث الدين ، با لشكريانى كه در اختيار داشتند ، خود را رساندند . آمدن ايشان با رسيدن سلطانشاه محمود به هرات همزمان بود . بدين جهة سلطانشاه همين كه از آمدن آنان آگاه گرديد بىآنكه به پيكار دست يازد ، به مرو بازگشت و از هر شهرى كه گذشت همه را آتش زد و غارت كرد . او تا فصل بهار در مرو ماند . ضمنا نامه غياث الدين را پاسخ داد و او را از ويرانىهائى كه به آورده بود آگاه ساخت . غياث الدين نيز براى برادر خود ، شهاب الدين ، پيام فرستاد و آن را به او اطلاع داد . شهاب الدين فورا دستور داد كه در اردوگاه وى جار بزنند و لشكريان را براى حركت آماده سازند . آنگاه با قشون خود به خراسان برگشت . او و برادرش ، غياث الدين ، و ملك سيستان و فرمانروايان و سرداران ديگر گرد هم آمدند و عازم پيكار با سلطانشاه محمود