او با همت بلند و آرام و قرار اندك و حرص بسيارى كه در بدست آوردن فرمانروائى داشت كار را بر طغان شاه سخت ساخت .
طغان شاه مردى نرم خوى و آرامجوى و ميگسار بود . و همين حال ادامه داشت تا محرم سال 583 كه از دنيا رفت .
پس از او پسرش سنجرشاه به جايش نشست . و يكى از مملوكان امين مؤيد اىابه ، جد او ، كه منكلى تكين نام داشت بر او تسلط و نفوذ يافت .
اميرانى كه از تحكم منكلى تكين بدشان مىآمد پراكنده شدند و بيشترشان به سلطانشاه پيوستند .
در همان اوقات ملك دينار با غزان به كرمان رفت و آن جا را به تصرف خويش در آورد .
اما منكلى تكين با مردم بناى بد رفتارى را گذاشت و اموالشان را گرفت و بعضى از امراء را كشت .
خوارزمشاه وقتى اين اخبار را شنيد در ماه ربيع الاول 582 به سر وقت او رفت و او را در نيشابور محاصره كرد .
نيشابور را دو ماه در حلقه محاصره نگاه داشت . و سر انجام ، چون به پيروزى نرسيد ، به خوارزم بازگشت .
بعد ، در سال 583 ، بار ديگر به نيشابور برگشت و آن جا را محاصره كرد .
مردم نيشابور از او امان خواستند ، و چون به ايشان امان داد ، شهر را تسليم وى كردند .
خوارزمشاه پس از دست يافتن بر شهر ، منكلى تكين را كشت و سنجر شاه را گرفت و مورد نوازش قرار داد .
او را با خود به خوارزم برد و پذيرائى كرد و به مهربانى با او پرداخت .
ولى سنجر شاه پنهانى كسى را نزد مردم نيشابور فرستاد تا به دلجوئى ايشان پردازد و آنان را به سوى خود جلب كند و زمينهاى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥