تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و لنگه كفش را انداخت و سوگند خورد كه ديگر براى جنگ با اهل موصل برنگردد چون غرورش اجازه نمىدهد در جائى جنگ كند كه با چنين سلاحى او را بكوبند . بعد صلاح الدين از نزديك شهر دور شد و قدرى عقب‌تر فرود آمد زيرا از شبيخون مىترسيد چون به خاطر نزديك بودن به شهر از خطر شبيخون در امان نبود . علت نگرانى او و اقدام به عقب‌نشينى نيز آن بود كه مجاهد - الدين در بعضى از شب‌ها گروهى را از در پنهانى قلعه شهر به بيرون مىفرستاد . و آنان مشعل‌هائى در دست داشتند . يكى از آنان ازين در بيرون مىرفت و بر كرانه دجله ، در محلى متصل به عين الكبريت توقف مىكرد و مشعل خود را خاموش مىنمود . لشكر صلاح الدين مردمى را ديدند كه از آن جا بيرون مىروند . و براى ايشان شكى باقى نماند كه مورد حمله ناگهانى واقع خواهند شد . اين انديشه ، ايشان را بر آن داشت كه از نزديك شهر دور شوند و به عقب‌تر بروند كه مردم موصل نتوانند بر ايشان شبيخون بزنند . صدر الدين شيخ الشيوخ - كه خدا او را بيامرزاد - پيش از فرود آمدن صلاح الدين در موصل ، به خدمت او رسيده بود . بشير خادم ، كه از خاصان خليفه الناصر لدين اللّه ، به شمار مىرفت ، نيز همراه او بود . اين دو تن كه براى مذاكره در باره صلح آمده بودند ، پيش
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت