تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مىرفت ، با صلاح الدين سازش كرد و به او گفت از ناحيه‌اى به شهر حمله برد كه وى در آن جاست ، تا شهر را تسليم او كند . صلاح الدين ، شب هنگام بدان مكان راه برد و آن امير كرد ناحيه‌اى را كه در اختيار داشت تسليم او كرد . صلاح الدين ، بدين وسيله فقط محوطهء بيرونى شهر را به تصرف خويش در آورد . شرف الدين ، وقتى اين خبر را شنيد ، دچار نگرانى و بيتابى شد و فروتنى نشان داد و امان خواست . به او امان داده شد . اگر شرف الدين در آن ناحيه به جنگ مىپرداخت و دليرانه پيكار ميكرد يقينا لشكر صلاح الدين را از آن جا ميراند . همچنين ، اگر از قلعه شهر با دشمن مىجنگيد ، بدون شك قلعه را حفظ مىكرد و نمىگذاشت به چنگ دشمن بيفتد . ولى او ناتوان و زبون بود . هنگامى كه امان خواست ، صلاح الدين درخواست او را پذيرفت و به دو امان داد و شهر را گرفت . شرف الدين امير اميران ، و كسان و همراهانش ، پس از تسليم سنجار ، به موصل رفتند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : اين ايل در ناحيهء اشنويه ( كه فعلا جزء شهرستان نقده در آذربايجان غربى است ) ، زندگى مىكند . ( دائرة المعارف فارسى )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت