مىرفت ، با صلاح الدين سازش كرد و به او گفت از ناحيهاى به شهر حمله برد كه وى در آن جاست ، تا شهر را تسليم او كند .
صلاح الدين ، شب هنگام بدان مكان راه برد و آن امير كرد ناحيهاى را كه در اختيار داشت تسليم او كرد .
صلاح الدين ، بدين وسيله فقط محوطهء بيرونى شهر را به تصرف خويش در آورد .
شرف الدين ، وقتى اين خبر را شنيد ، دچار نگرانى و بيتابى شد و فروتنى نشان داد و امان خواست .
به او امان داده شد .
اگر شرف الدين در آن ناحيه به جنگ مىپرداخت و دليرانه پيكار ميكرد يقينا لشكر صلاح الدين را از آن جا ميراند .
همچنين ، اگر از قلعه شهر با دشمن مىجنگيد ، بدون شك قلعه را حفظ مىكرد و نمىگذاشت به چنگ دشمن بيفتد .
ولى او ناتوان و زبون بود .
هنگامى كه امان خواست ، صلاح الدين درخواست او را پذيرفت و به دو امان داد و شهر را گرفت .
شرف الدين امير اميران ، و كسان و همراهانش ، پس از تسليم سنجار ، به موصل رفتند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
اين ايل در ناحيهء اشنويه ( كه فعلا جزء شهرستان نقده در آذربايجان غربى است ) ، زندگى مىكند .
( دائرة المعارف فارسى )