تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
« من پيشنهادى كه راجع به پرداخت پول كرده بودم ، پس مىگيرم چون به اين شهر نمىتوان دست يافت . » صلاح الدين به او و به مظفر الدين گفت : « شما مرا فريب داديد و به طمع چيزى انداختيد كه نمىبايست در آن طمع بست . من اگر قبل از اين جا به جاى ديگرى حمله مىبردم ، به خاطر شهرت و هيبتى كه بدست آورده‌ام ، خيلى آسان‌تر آن جا را مىگرفتم . اكنون اگر با موصل جنگ كنيم و بدون پيروزى از اين جا برگرديم ، آبروى ما خواهد ريخت و به مقام و شهرت ما لطمه خواهد خورد . » آنگاه به لشكرگاه خود بازگشت و بامداد به شهر هجوم آورد . ماه رجب بود كه در برابر موصل اردو زد و به جنگ پرداخت . او خود روبروى باب كنده فرود آمد . و نور الدين محمد ابن قرا ارسلان صاحب حصن كيفا را در باب الجسر فرود آورد . برادر خود ، تاج الملوك ، را نيز با لشكريانش در مقابل باب العمادى جاى داد . آنگاه جنگ را آغاز كرد ولى نتيجه‌اى نگرفت . روزى يكى از توده مردم موصل از شهر بيرون شد و به سوى صلاح الدين رفت كه او را گرفتار ساختند . اما عز الدين و مجاهد الدين نمىگذاشتند كه هيچيك از لشكريان موصل براى جنگ بيرون رود بلكه به همه دستور داده بودند كه از ديوارهاى شهر و حفظ آنها غافل نشوند . سرانجام تقى الدين عمر به عم خود ، صلاح الدين ، توصيه كرد كه در برابر شهر منجنيق كار بگذارند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت