تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
شعرهاى بسيار ساختند . از آن جمله ، دوست ما نشو بن نفاذه - كه خدا بيامرزدش - چنين سروده است :
هلاك الفرنج اتى عاجلا * و قد آن تكسير صلبانها و لو لم يكن قد دنا حتفها * لما عمرت بيت احزانها
( يعنى : مرگ فرنگيان زود فرا رسيد و شكستن صليب‌هاى ايشان آغاز شد . اگر مرگشان نزديك نشده بود ، بيت الاحزان خود را نمىساختند . ) همچنين سخن على بن محمد ساعاتى دمشقى است كه چنين گفته است :
أ تسكن اوطان النبيين عصبة * تمين لدى ايمانها و هى تحلف نصحتكم و النصح للدين واجب * ذروا بيت يعقوب فقد جاء يوسف
( يعنى : آيا بايد در زادگاه پيامبران به سر برد ، طائفه‌اى كه سوگند ياد مىكند و با وجود سوگندهائى كه خورده دروغ مىگويد ؟ چون پند دادن در دين واجب است ، به شما پند مىدهم كه سراى يعقوب را فرو گذاريد زيرا يوسف فرا رسيده است . منظور از « سراى يعقوب » بيت الاحزان يا مخاضة الاحزان و مراد از « وسف » صلاح الدين ايوبى است كه نامش يوسف بود . )