« بهتر است با پيشروى به سوى دژ ، اول ساكنان قلعه را امتحان كنيم و جنگآورى آنها را بسنجيم و ببينيم كه وضع ما با آنها از چه قرار خواهد شد . اگر زورمان به آنها رسيد كه چه بهتر .
و گرنه بر پا كردن منجنيقها دير نمىشود . »
صلاح الدين نظر او را پذيرفت و به لشكريان خود دستور داد كه به سوى قلعه پيشروى كنند و در جنگ كوشش بسيار به كار برند .
سربازان به پيشروى پرداختند و جنگى سخت كردند .
كار بالا گرفت .
در آن گير و دار يكى از افراد معمولى كه پيرهنى پاره بر تن داشت از ديوار بيرونى دژ بالا رفت و با كسانى كه فراز ديوار بودند سرگرم زد و خورد شد .
عدهاى ديگر از همگنان وى نيز در پى او بالا رفتند . لشكريان نيز به آنان پيوستند و محوطه بيرونى قلعه را به تصرف در آوردند .
فرنگيان كه چنين ديدند عقب نشستند و از ديوار اصلى قلعه بالا رفتند تا به قلعه پناهنده شوند و خود و قلعه خود را حفظ كنند تا كمك براى ايشان برسد .
درين هنگام فرنگيان در طبريه گرد آمده بودند . از اين رو مسلمانان در جنگ با ساكنان دژ پافشارى و اصرار ورزيدند چون مىترسيدند كه فرنگيان فرا رسند و ايشان را از آن جا دور سازند .
همين كه شب فرا رسيد ، صلاح الدين به لشكريان خود فرمان داد كه شب را در همان محوطه بيرونى دژ به روز آورند .
آنان نيز چنين كردند .
بامداد روز بعد برخاستند و در زير ديوار اصلى قلعه نقب زدند و نقب را گود كردند و در آن آتش افروختند و در انتظار فرود افتادن ديوار ماندند .
ولى ديوار فرو نيفتاد زيرا كلفتى بسيار داشت و كلفتى آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٩