تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
« بهتر است با پيشروى به سوى دژ ، اول ساكنان قلعه را امتحان كنيم و جنگ‌آورى آنها را بسنجيم و ببينيم كه وضع ما با آنها از چه قرار خواهد شد . اگر زورمان به آنها رسيد كه چه بهتر . و گرنه بر پا كردن منجنيق‌ها دير نمىشود . » صلاح الدين نظر او را پذيرفت و به لشكريان خود دستور داد كه به سوى قلعه پيشروى كنند و در جنگ كوشش بسيار به كار برند . سربازان به پيشروى پرداختند و جنگى سخت كردند . كار بالا گرفت . در آن گير و دار يكى از افراد معمولى كه پيرهنى پاره بر تن داشت از ديوار بيرونى دژ بالا رفت و با كسانى كه فراز ديوار بودند سرگرم زد و خورد شد . عده‌اى ديگر از همگنان وى نيز در پى او بالا رفتند . لشكريان نيز به آنان پيوستند و محوطه بيرونى قلعه را به تصرف در آوردند . فرنگيان كه چنين ديدند عقب نشستند و از ديوار اصلى قلعه بالا رفتند تا به قلعه پناهنده شوند و خود و قلعه خود را حفظ كنند تا كمك براى ايشان برسد . درين هنگام فرنگيان در طبريه گرد آمده بودند . از اين رو مسلمانان در جنگ با ساكنان دژ پافشارى و اصرار ورزيدند چون مىترسيدند كه فرنگيان فرا رسند و ايشان را از آن جا دور سازند . همين كه شب فرا رسيد ، صلاح الدين به لشكريان خود فرمان داد كه شب را در همان محوطه بيرونى دژ به روز آورند . آنان نيز چنين كردند . بامداد روز بعد برخاستند و در زير ديوار اصلى قلعه نقب زدند و نقب را گود كردند و در آن آتش افروختند و در انتظار فرود افتادن ديوار ماندند . ولى ديوار فرو نيفتاد زيرا كلفتى بسيار داشت و كلفتى آن