نه ذراع نجارى بود كه هر ذراع آن يك ذراع و نيم است .
دو روز منتظر فرو ريختن ديوار شدند ولى ديوار فرو نريخت .
صلاح الدين دستور داد تا آتشى را كه در نقب روشن كرده بودند ، خاموش كنند .
آب آوردند و بر آتش افشاندند تا فرو نشست .
آنگاه نقبزنان بازگشتند و بار ديگر به نقب زدن پرداختند و ديوار را شكافتند و در آن شكاف آتش افروختند .
سرانجام روز پنجشنبه - كه شش روز به پايان ربيع الاول مانده بود - ديوار فرو افتاد .
مسلمانان به زور و قهر وارد دژ شدند و همه ساكنان آن را اسير كردند .
همچنين ، همه مسلمانانى را كه به اسارت فرنگيان در آمده بودند آزاد ساختند .
صلاح الدين ، بسيارى از اسيران فرنگى را كشت و باقى را به دمشق فرستاد .
ولى خود بر جاى خود ماند تا آن دژ يكسره ويران شد و از ميان رفت و با خاك يكسان گرديد .
او حاضر شده بود كه شصت هزار دينار مصرى به فرنگيان بدهد تا بدون جنگ و خونريزى ، آن دژ را ويران سازند .
ولى فرنگيان اين پيشنهاد را نپذيرفته بودند زيرا گمان مىبردند كه اگر آن بنا بر جاى بماند ، به وسيله آن مىتوانند بر بسيارى از شهرهاى اسلام دست يابند .
اما فرنگيان در طبريه گرد آمدند تا آن دژ را حفظ كنند .
ولى وقتى خبر تصرف دژ را شنيدند دست و دلشان سرد شد و پراكنده شدند و به شهرهاى خويش بازگشتند .
درباره پيروزى مسلمانان در مخاضة الاحزان ، سخنوران
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٠