اهديت منظوم شعر كله درر * فكل ناظم عقد دونه يقف
اذا اتيت ببيت منه كان لنا * قصرا و در المعانى فوقه شرف
و ان اتيت انا بيتا يناقضه * اتيت لكن ببيت سقفه يكف
ما كنت منه و من اهله ابدا * و انما حين ادنو منه اقتطف
( يعنى : اى كسى كه جوانمردى و نيكىهاى او ، كسى را كه به شمارش آنها پرداخت توانگر مىسازد و شمارش همه نيكىهاى او از ستايشگرش ساخته نيست .
من از سپاس احسانى كه در بارهام كردى فرو ماندم و بنده تو شدم . و اين بندگى براى من بزرگى است .
براى من شعرى فرستادى كه مانند رشته در و گوره بود و هر كس كه رشته گوهرى مىسازد در برابرش از كار باز مىماند .
هر بيتى از آن كه تو آوردى براى ما كاخى است كه گوهرهاى معانى ، كنگرههاى فراز آن هستند .
و اگر من بيتى بسازم خلاف آن است . و بيتى ساختم كه سقف آن چكه مىكند .
من اهل كاخى نيستم كه تو ساختهاى و تنها هنگامى كه بدان نزديك مىشوم ، از آن گل چينى مىكنم . )
گفته شده كه تاريخ در گذشت ابو سعد سال 572 بوده ، و اين درست است
.