( 572 ) وقايع سال پانصد و هفتاد و دوم هجرى قمرى
صلاح الدين وقتى - همچنانكه پيش ازين گفتيم - از حلب رفت ، در ماه محرم آهنگ سر زمين اسماعيليان كرد تا با ايشان كه بر او حمله برده بودند و مىخواستند او را بكشند ، بجنگد .
همين كه بدانجا رسيد ، شهرشان را تاراج كرد و ويران ساخت و آتش زد .
قلعه مصياب را نيز كه از بزرگترين و استوارترين دژهاى ايشان به شمار مىرفت ، محاصره كرد . و در برابر آن منجنيقها بر پا ساخت و عرصه را بر ساكنان قلعه تنگ ساخت و بدين گونه ، محاصره را ادامه داد .
سنان ، سر دسته اسماعيليان آن حدود ، چون كار را چنين ديد براى شهاب الدين حارمى ، فرمانرواى حماة كه دائى صلاح الدين بود ، پيام فرستاد و از او خواست كه ميان آنان ميانجيگرى كند و از ايشان شفاعت نمايد و آن حال را بهبود بخشد .
و گفت : « اگر ميانجيگرى نكنى ، تو و همه افراد خاندان صلاح الدين و اميران او را خواهم كشت . »