شهاب الدين ، ناچار به نزد صلاح الدين رفت و از آنان شفاعت كرد . و درخواست نمود كه از گناهشان در گذرد .
صلاح الدين در خواست وى را پذيرفت و با آنان آشتى كرد و از نزدشان رفت .
لشكريان صلاح الدين از طول مدت پيكار افسرده خاطر شده بودند . در نتيجه تاراج لشكر موصل و شهر اسماعيليان ، غنائم بسيارى نيز در دست داشتند . ازين رو ، خواستار آن بودند كه به شهرهاى خود برگردند و بياسايند .
صلاح الدين به ايشان اجازه بازگشت داد .
خود نيز همراه لشكر خود رهسپار مصر شد چون دورى وى از مصر به درازا كشيده بود و پيش از آن نمىتوانست به مصر برود زيرا - چنان كه گذشت - نگران شهرهاى شام بود .
ولى پس از شكست دادن سيف الدين و محاصره حلب و تصرف شهرهاى شام و صلحى كه كرد ، از جهة آن شهرها آسوده خاطر شد .
از اين رو ، رهسپار مصر گرديد .
وقتى به مصر رسيد فرمان داد تا در مصر گرداگرد شعارى و غياض و قاهره و دژى كه بر فراز كوه مقطم بود ديوارى بكشند .
در ازاى اين ديوار بيست و نه هزار و سيصد ذراع هاشمى بود [ ( 1 ) ] و همچنان ، تا وقتى صلاح الدين از جهان رفت ، در ساختن آن كار مىكردند .
هامش
[ ( 1 ) ] - ذراع : نام چندين واحد قديم براى طول است كه جملگى مبتنى بر فاصله آرنج تا نوك انگشت وسطى بوده است .
ذراع در مصر قديم معادل 5 / 52 سانتيمتر و در روم قديم معادل 36 / 44 سانتيمتر و ذراع عبرانيان را برابر 65 / 44 سانتيمتر شمردهاند .
در ممالك اسلامى ذراعهاى گوناگون رايج بوده است .
از آن جمله است ذراع شرعى به طول 8 و 49 سانتيمتر ، و ذراع سياه يا بقيه ذيل در صفحه بعد