تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
فرنگيان كه چنين ديدند كسى را به نزد او فرستادند و درخواست متاركه جنگ كردند . صلاح الدين درخواست ايشان را پذيرفت و صلح نمود . آنگاه به لشكريان مصرى فرمان داد كه به مصر باز گردند و بياسايند تا بار ديگر ايشان را فرا خواند . ضمنا شرط كرد كه وقتى آنان را خواست ، در حركت درنگ نكنند . سربازان او به سوى مصر روانه شدند و در آن سرزمين ماندند تا وقتى كه صلاح الدين ايشان را براى پيكار با سيف الدين - به نحوى كه ذكر خواهيم كرد - فرا خواند . * * * در اين سال ابو الحسن على بن عساكر البطائحى مقرى از دار جهان رخت بر بست . او حديث بسيار شنيده و روايت كرده بود . نحوى شايسته و زبر دستى نيز به شمار مىرفت . * * * در اين سال ، در ماه ذى الحجه ، ابو سعد محمد بن سعيد بن محمد بن رزاز در گذشت . او حديث مىشنيد و روايت مىكرد . شعر نيز نيكو مىگفت . يكى از دوستانش طى نامه‌اى كه به وى نگاشت شعرى نيز برايش فرستاد . و او به وى چنين پاسخ داد :
يا من اياديه تغنى من يعددها * و ليس يحصى مداها من لها يصف عجزت عن شكر ما اوليت من كرم * و صرت عبدا ولى فى ذلك الشرف