تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
مردم او را مىخواستند و چون در چيره شدن بر شهرها نيرومند بود ، فرمانش را به گردن مىگرفتند . در ماه ذى الحجه ، كه قطب الدين در گذشت ، علاء الدين تنامش به موصل رسيد . و چندى در آن جا ماند . بعد خليفه به دو فرمان داد كه به بغداد برود . او نيز به بغداد برگشت و در آن جا ، بى آنكه تيولى در اختيار داشته باشد ، بسر برد تا از جهان رفت . اين پايان كار آنان بود . قطب الدين قايماز وقتى در حله اقامت كرد ، حاجيان را از رفتن به خانه خدا بازداشت . آنان ناچار سفر حج را به تأخير انداختند تا وقتى كه قطب الدين از حله رفت . بدين جهة از كوفه تا عرفات را ظرف هيجده روز طى كردند و اين كارى بود كه نظيرش قبلا شنيده نشده بود . بسيارى از ايشان نيز به حج نرسيدند . وقتى قطب الدين از بغداد گريخت ، خليفه به عضد الدين وزير خلعت بخشيد و او را به مسند وزارت باز گرداند . يكى از شاعران درباره قطب الدين قايماز و علاء الدين تنامش ، اين ابيات را گفت :
ان كنت معتبرا بملك زائل * و حوادث عنقية الادلاج فدع العجائب و التواريخ الاولى * و انظر الى قايماز و ابن قماج عطف الزمان عليهما فسقاهما * من كأسه صرفا به غير مزاج فتبدلوا بعد القصور و ظلها * و نعيمها بمهامه و فجاج