در اين سال سعد الدين كمشتكين در برابر يكصد و پنجاه هزار دينار صورى و يك هزار اسير آزادش كرد .
وقتى به شهر خود رفت فرنگيان در اطرافش گرد آمدند و سلامت او را شاد باش گفتند .
ريموند در ميان بزرگان شياطين فرنگى بر همه برترى داشت .
اتفاقا مرى ، ملك فرنگيان ، كه خدا لعنتش كناد در آغاز اين سال در گذشته بود .
او در دلاورى و دور انديشى و نيرنگ بازى و فريبكارى ، از بزرگترين ملوك فرنگى به شمار مىرفت .
پس از مرگ او ، فرزندش كه پسرى بيمار و جذامى ، و در كشور دارى ناتوان بود بر جايش نشست .
فرنگيان ظاهرا او را فرمانرواى خود ساخته بودند ولى فرمانروائى او صورتى بود كه معنائى در زير نداشت .
اين قمص ريموند بود كه تدبير امور ملك را در دست گرفته بود و به حل و عقد مىپرداخت و تمام كارها به فرمان وى انجام مىشد .
در آن هنگام كه صلاح الدين حلب را محاصره كرده بود عدهاى از كسانى كه در اين شهر به سر مىبردند براى قمص ريموند پيام فرستادند و ازو درخواست كردند تا به برخى از شهرهايى كه در دست صلاح الدين بود حمله برد تا صلاح الدين براى حفظ آن شهرها از حلب برود .
ريموند نيز به سوى شهر حمص روانه گرديد و در تاريخ هفتم ماه رجب در آن جا فرود آمد .
صلاح الدين هم كه خبر حمله او به حمص را شنيده بود ، از حلب دور شد و روز هشتم رجب ، يعنى يك روز پس از فرود آمدن فرنگيان به حمص ، خود را به حماة رساند .
بعد به سوى رستن رفت . ( رستن به فتح راء شهركى در ميان حمص و حماة است ) .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٨