تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
همين كه جورديك به حلب رسيد سعد الدين كمشتكين او را گرفت و به زندان انداخت . برادر عز الدين جورديك نيز وقتى خبر گرفتارى او را شنيد ، قلعه را تسليم صلاح الدين ايوبى كرد . بدين گونه صلاح الدين بر قلعه حماة دست يافت .

محاصره حلب به وسيله صلاح الدين و بازگشت او از حلب و دست يافتن او بر قلعه حمص و بعلبك

صلاح الدين پس از تصرف حماة روانه حلب شد و در تاريخ سوم جمادى الآخر آن جا را محاصره كرد . مردم حلب با صلاح الدين سر گرم پيكار شدند . ملك صالح كه در اين هنگام نوجوان دوازده ساله‌اى بود سوار بر اسب شد و مردم حلب را گرد آورد و به آنان گفت : « مىدانيد كه پدرم چقدر با شما نيكى مىكرد و مهربانى مىورزيد و خوشرفتارى نشان مىداد . « اينك من فرزند يتيم او هستم كه با شما به سر مىبرم . و اين ستمكار نمك نشناس كه قدر نيكىهاى پدرم را نمىداند ، آمده تا شهر مرا بگيرد . نه خدا را در نظر دارد نه خلق خدا را . » ازين گونه سخنان بسيار گفت و گريست تا مردم را نيز به گريه انداخت . در نتيجه ، همه آماده شدند كه از بذل مال و جان در راه او دريغ نورزند و با يك ديگر همدست و همداستان گرديدند كه به خاطر او پيكار كنند و از شهر او دفاع نمايند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت