تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آنگاه در جنگ با صلاح الدين سخت كوشيدند . مردم حلب دلاورى بسيار داشتند . و از آن جا كه فرنگيان در نزديك ايشان مىزيستند با جنگ آشنا شده و خو گرفته بودند . بدين جهة پى در پى از شهر بيرون مىآمدند و در نزديك كوه جوشن با صلاح الدين دست و پنجه نرم مىكردند . و نمىگذاشتند كه صلاح الدين به شهر نزديك شود . سعد الدين كمشتكين كسى را به نزد سنان سر كرده اسماعيليان فرستاد و پول زيادى را به او وعده داد تا صلاح الدين را بكشند . اسماعيليان هم عده‌اى را مأمور قتل صلاح الدين كردند و به اردوگاه او فرستادند . وقتى اين عده به اردوگاه رسيدند ، اميرى به نام خمارتكين ، صاحب قلعه ابو قبيس ، همين كه چشمش به آنان افتاد همه را شناخت زيرا در شهرها بر ايشان تاخته و بارها با ايشان دست و پنجه نرم كرده بود . وقتى آنان را ديد گفت : « چه كسى شما را بدين جا فرستاده و براى چه كارى آمده‌ايد ؟ » سوء قصد كنندگان بر او حمله بردند و زخم‌هاى كارى زدند . يكى از آنان نيز به صلاح الدين حمله‌ور شد كه او را بكشد ولى به خاطر اين كار جان خود را از دست داد . ساير اسماعيليان به زد و خورد پرداختند و عده‌اى را كشتند و خود نيز بعد كشته شدند . صلاح الدين محاصره حلب را تا پايان ماه جمادى الآخر ادامه داد و در آغاز ماه رجب از آن جا رفت . علت رفتن صلاح الدين از حلب اين بود كه قمص ريموند صنجيلى ، صاحب طرابلس ، بسال 559 به اسارت نور الدين محمود در آمده و تا اين سال در زندان وى مانده بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت