ورزيد و همچنان در امتناع خود باقى ماند تا صلاح الدين به حلب رفت و برگشت به نحوى كه ما انشاء اللّه در جاى خود ذكر خواهيم كرد .
او وقتى مىخواست از حمص برود كسى را در آن شهر گماشت كه به نگهدارى شهر پردازد و نگذارد كسى از قلعه شهر بيرون برود يا اينكه از شهر براى مردم قلعه خواربار بفرستند .
آنگاه رهسپار شهر حماة گرديد .
در همه اين احوال ، از صلاح الدين چيزى ديده نمىشد جز فرمانبردارى نسبت به ملك صالح بن نور الدين و اينكه او براى حفظ شهرهاى ملك صالح در برابر فرنگيان خروج كرده و مىخواهد آنچه را كه سيف الدين غازى ، فرمانرواى موصل ، از شهرهاى جزيره تصرف كرده ، از او باز پس بگيرد و به ملك صالح برگرداند .
صلاح الدين در آغاز ماه جمادى الآخر به شهر حماة رسيد و آن جا را گرفت .
قلعه شهر را امير عز الدين جورديك در دست داشت كه از مملوكان نور الدين بود .
او از تسليم در برابر صلاح الدين خوددارى كرد .
صلاح الدين كسى را به نزد عز الدين فرستاد تا به وى بفهماند كه صلاح الدين تا چه حد نسبت به ملك صالح فرمانبردار است و جز حفظ شهرهاى ملك صالح نظر ديگرى ندارد .
عز الدين جورديك كه چنين ديد صلاح الدين را بر اين اصل سوگند داد . صلاح الدين نيز سوگند ياد كرد و او را به حلب فرستاد تا در فرمانبردارى نسبت به ملك صالح با ساير ياران وى همزبان شود و در آزاد ساختن شمس الدين على و حسن و عثمان ، فرزندان دايه از زندان بكوشد .
عز الدين جورديك ، برادر خود را به حفظ قلعه گماشت و به سوى شهر حلب روانه گرديد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٥