كسى كه در اين هنگام حكومت بصرى را به دست داشت از جمله كسانى به شمار مىرفت كه با صلاح الدين مكاتبه كرده بود .
همين كه خبر فرا رسيدن صلاح الدين و يارانش را شنيد ، از شهر بيرون رفت و به ديدار او شتافت .
ولى وقتى ديد همراهان صلاح الدين بسيار اندكند جان او را در خطر ديد و از پايان كار او بيمناك شد .
بدين جهة پيش قاضى « فاضل » رفت و به او گفت : « من قشونى با شما نمىبينم و اين جا هم سرزمين بزرگى است كه چنين قشونى نمىتواند در آن كارى از پيش ببرد .
« اگر اهل شهر يك ساعت از روز در برابر شما ايستادگى كنند و شما را به شهر راه ندهند مردم حومه شهر شما را از پاى در خواهند آورد .
« باز اگر پولى همراه داشتيد كار آسان بود . »
قاضى فاضل گفت : « ما پول زيادى داريم كه به پنجاه هزار دينار مىرسيد . »
صاحب شهر بصرى همين كه اين را شنيد بر سر خود زد و گفت :
« پس شما كار همه را ساختهايد . »
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
در اوايل قرن دوم ميلادى كه روميان مملكت نبطيان را تصرف كردند ، بصرى نيز به دست آنان افتاد و آثارى كه از آن دوره به جا مانده ، حاكى از عظمت قديم اين شهر است .
گويند بصرى اولين شهر شام است كه ( به توسط خالد بن وليد ) در سال 12 هجرى قمرى به تصرف مسلمانان در آمد .
بصرى ، علاوه بر اثر كليساى قديمى و مسجد عمر بن خطاب ، از دوره سلاطين ايوبى نيز مسجد و آثار ديگر دارد .
ملاقات ابو طالب و بحيرا در اين شهر واقع شد .
( دائرة المعارف فارسى )