تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كسى كه در اين هنگام حكومت بصرى را به دست داشت از جمله كسانى به شمار مىرفت كه با صلاح الدين مكاتبه كرده بود . همين كه خبر فرا رسيدن صلاح الدين و يارانش را شنيد ، از شهر بيرون رفت و به ديدار او شتافت . ولى وقتى ديد همراهان صلاح الدين بسيار اندكند جان او را در خطر ديد و از پايان كار او بيمناك شد . بدين جهة پيش قاضى « فاضل » رفت و به او گفت : « من قشونى با شما نمىبينم و اين جا هم سرزمين بزرگى است كه چنين قشونى نمىتواند در آن كارى از پيش ببرد . « اگر اهل شهر يك ساعت از روز در برابر شما ايستادگى كنند و شما را به شهر راه ندهند مردم حومه شهر شما را از پاى در خواهند آورد . « باز اگر پولى همراه داشتيد كار آسان بود . » قاضى فاضل گفت : « ما پول زيادى داريم كه به پنجاه هزار دينار مىرسيد . » صاحب شهر بصرى همين كه اين را شنيد بر سر خود زد و گفت : « پس شما كار همه را ساخته‌ايد . »
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : در اوايل قرن دوم ميلادى كه روميان مملكت نبطيان را تصرف كردند ، بصرى نيز به دست آنان افتاد و آثارى كه از آن دوره به جا مانده ، حاكى از عظمت قديم اين شهر است . گويند بصرى اولين شهر شام است كه ( به توسط خالد بن وليد ) در سال 12 هجرى قمرى به تصرف مسلمانان در آمد . بصرى ، علاوه بر اثر كليساى قديمى و مسجد عمر بن خطاب ، از دوره سلاطين ايوبى نيز مسجد و آثار ديگر دارد . ملاقات ابو طالب و بحيرا در اين شهر واقع شد . ( دائرة المعارف فارسى )