تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
زنده باش تا بناى عظمتى را بر پا كنى كه واهى به نظر مىرسيد و از نيكى و احسان اركانى را محكم سازى كه تو خالى مىنمود . ) ميان دو برادر هنوز پيوندى بر جا بود كه در سال 531 ابو سلامه مرشد بن على از دار زندگانى رخت بر بست . پس از در گذشت مرشد ، برادر او سلطان بن على نسبت به فرزندان مرشد روش خود را تغيير داد و بدرفتارى را آغاز كرد و آنان را از شيزر بيرون راند . پسران مرشد پراكنده شدند و بيشترشان پيش نور الدين رفتند و آنچه از عمومى خود ديده بودند باز گفتند و شكايت كردند . نور الدين از سخنان ايشان به خشم آمد ولى نمىتوانست به سر وقت سلطان بن على برود و انتقام ايشان را بگيرد و ايشان را به زادگاه خود برگرداند . زيرا سرگرم جهاد با فرنگيان بود و مىترسيد اگر به شيزر حمله برد ، شيزر را تسليم فرنگيان كنند . بعد ، سلطان بن على نيز در گذشت و پس از او ، فرزندانش در شيزر باقى ماندند . نور الدين شنيد كه آنان با فرنگيان مكاتبه دارند . لذا خشم وى نسبت به آنان شديدتر شد و انتظار فرصتى را مىكشيد كه بر آن قلعه دست يابد . در اين سال كه آن قلعه - چنان كه گفتيم - بر اثر زلزله خراب شد هيچيك از افراد خانوادهء بنى منقذ در آن جا از چنگال مرگ نجات نيافت . سبب هلاك تمامى آنان اين بود كه يكى از آنان كه حاكم و صاحب قلعه بود فرزند خود را ختنه كرده و جشن ختنه سوران بر پا ساخته و عده‌اى را دعوت نموده بود . همهء افراد خاندان بنى منقذ كه در شيزر سكونت داشتند در خانهء او حضور يافتند . او اسبى داشت كه بسيار دوستش ميداشت و تقريبا هيچگاه او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت