بنابر اين ، پس از درگذشت سلطان محمد ، خطبهء سلطنت به نام سلطان سنجر خوانده شد .
كار سنجر بالا گرفت و استوارى يافت . سلاطين ازو اطاعت كردند و قريب چهل سال بر اكثر منابر اسلامى به نام وى خطبه خوانده شد .
قبل از آن نيز مدت بيست سال به عنوان « ملك » به نام او خطبه مىخواندند .
كار او همچنان به كام و قدرتش بر دوام بود و پيشرفت مىكرد تا وقتى كه تركان غز ، به نحوى كه شرح داديم ، او را به اسارت در آوردند .
پس از مدتى خود را از چنگ غزان رهائى بخشيد و به مرو رفت .
در آنجا گروهى در اطرافش گرد آمدند و نزديك بود كه قدرت سلطنت از دست رفتهء وى دوباره به دستش برگردد ولى مرگ به او مجال نداد .
او مردى با هيبت و صلابت بود . جوانمرد و بخشنده بود .
مردم دوست بود و با رعاياى خود به دوستى و مهربانى رفتار مىكرد .
بدين جهة ، شهرهاى او در دورهء سلطنت وى از امن و آسايش بهرهمند بودند .
وقتى سلطان سنجر از دنيا رفت جسدش را در آرامگاهى كه براى خود ساخته و آن را « دار الاخره » نام نهاده بود ، دفن كردند .
وقتى خبر در گذشت او به بغداد رسيد ، خطبهاى كه به نام وى خوانده مىشد ، قطع گرديد .
در ديوان خلافت نيز مجلس سوگوارى براى او بر پا نكردند .
سلطان سنجر در دم مرگ خود ، ملك محمود بن محمد بن بغراخان را كه خواهرزادهاش بود ، در خراسان جانشين خود ساخت .
ملك محمود در خراسان ماند در حالى كه از غزان بيمناك بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢