از ياران خود سوار شد و به سروقت سنقر رفت و شبانه بر او حمله برد .
در نتيجهء اين شبيخون ، امير سنقر و يارانش شكست خوردند و گريختند و بسيارى از آنها كشته شدند .
امير ترشك اموال و چارپايان و تمام چيزهائى را كه به آنان تعلق داشت به غنيمت گرفت .
امير سنقر با بدنى مجروح از مهلكه رهائى يافت .
آشوب در ميان مردم استر آباد
در اين سال در استر آباد ميان علويان و شيعيانى كه پيروان ايشان بودند و شافعيان و كسانى كه به آنان بستگى داشتند آشوب بزرگى بر پا شد .
علت بروز اين فتنه آن بود كه امام محمد هروى به استرآباد رسيد و مجلس وعظ منعقد ساخت .
قاضى استرآباد ، ابو نصر سعد بن محمد بن اسماعيل نعيمى ، نيز شافعى مذهب بود .
علويان و شيعيانى كه پيرو ايشان بودند به شافعيان و اتباع آنان در استر آباد حمله بردند .
ميان اين دو طائفه فتنهء بزرگى واقع شد و جنگ و زد و خوردى روى داد كه علويان پيروزى يافتند .
گروهى از شافعيان كشته شدند . قاضى شهر مضروب گرديد و خانهء او ، همچنين خانههاى كسان او ، غارت گرديد . و با آنان بيرون از حد و حساب رفتار ناپسند شد .
شاه مازندران وقتى اين خبر را شنيد به طبعش گران آمد و علويان را خواست و رفتارشان را نكوهش كرد و با اينكه خود نيز شيعه بود و شديدا به مذهب تشيع علاقه داشت در تقبيح اعمال علويان