اما در ساحل غربى دجله نيز مقبرهء احمد بن حنبل و عدهاى ديگر از قبرها زير آب رفتند و قبرهائى كه تازه ساخته شده بودند ويران گرديدند و اجساد مردگان بر روى آب افتادند .
مشهد كاظمين و حربيه نيز همين حال را يافت و طغيان آب مصيبت بزرگى بود .
بازگشت امير سنقر همدانى به شهر لحف و شكست خوردن او
در اين سال امير سنقر همدانى به سوى سرزمين اقطاعى خود كه قلعهء ماهكى و شهر لحف بود ، بازگشت .
شهر لحف را خليفهء عباسى به اقطاع به امير قايماز عميدى واگذار كرده بود .
امير سنقر كه چهار صد سوار در اختيار داشت رسولى را به نزد امير قايماز فرستاد و پيام داد كه : « از شهر من برو . »
امير قايماز از اين كار خوددارى كرد .
امير سنقر هم به سركوبى او شتافت .
جنگ شديدى ميان آنان رخ داد كه در نتيجه ، امير قايماز عميدى شكست خورد و به بدترين حال به بغداد بازگشت .
خليفهء عباسى از اين حال بر آشفت و با لشكريان خود به سروقت امير سنقر شتافت .
همين كه به نعمانيه رسيد قشون خود را همراه امير ترشك فرستاد و خود به بغداد مراجعت كرد .