تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
بعد همانند كارى كه قبيلهء ابثج كرده بودند ، نمايندگانى از قبيله بنى رياح به دنبال زنان و فرزندانشان آمدند . عبد المؤمن در حق آنان نيكى و مهربانى بسيار كرد و بستگانشان را به ايشان برگرداند . در نتيجهء اين محبت‌ها هيچكس از آن اعراب باقى نماند مگر اينكه مريد عبد المؤمن شد و زير فرمان او در آمد . عبد المؤمن نيز آنان را مورد نوازش قرار مىداد و در حقشان احسان مىكرد و ابراز محبت مىنمود . بعد ، طبق همان شرطى كه اول كرده بود ، آنان را به سرحدات اندلس فرستاد . استخوان‌هاى اعرابى كه در آن جنگ به قتل رسيده بودند در نزديك جبل القرن گرد آورى و توده شد كه روزگار درازى مانند تلى بزرگ باقى ماند و از دور به نظر تماشائيان مىرسيد . مردم افريقيه ، كه تحت نظر نايبان عبد المؤمن اداره مىشد ، آرام گرفتند و آسوده خاطر به زندگى خود ادامه دادند . از اميران عرب نيز جز مسعود بن زمام و طايفهء او كه در اطراف شهرها به سر مىبردند هيچ كس نبود كه از اطاعت عبد المؤمن خارج باشد .

غرق شدن بغداد

در اين سال ، در دوم ربيع الاخر ، دجله طغيان كرد و آب آن رو به فزونى نهاد . آب نهر قورج [ ( 1 ) ] از سطح بغداد تجاوز كرد و مد آب به سوى
هامش
[ ( 1 ) ] - قورج ( به فتح راء ) : نام نهرى است ميان قاطول و بغداد . و از آن جا هنگام سيل ، بغداد در معرض غرق شدن قرار مىگيرد . اين نهر بنا به تقاضاى مردم آن ناحيه به امر كسرى انوشيروان ساخته شد . ( لغتنامهء دهخدا )