تن از مردان جنگى و پيروان او و تودهء مردم در اطرافش گرد آمده بودند .
شدت محافظهكارى او به حدى بود كه افراد قشون وى دستور داشتند از راههاى بين كشتزارها طورى بگذرند كه حتى يك خوشهء گندم نيز آسيب نبيند .
اين گروه انبوه هر جا كه فرود مىآمدند پشت سر يك امام و با يك تكبير نماز مىگزاردند و ميان آنان هيچكس ، از هيچ طبقهاى ، نغمهء مخالف سر نمىداد .
حسن بن على بن يحيى بن تميم بن معز بن باديس صنهاجى هم كه فرمانرواى مهديه و افريقيه بود و ما پيش از اين علت گرايش وى را به عبد المؤمن بيان كرديم ، پيشاپيش عبد المؤمن گام بر ميداشت .
بدين ترتيب عبد المؤمن حركت مىكرد و پيش مىرفت تا بيست و چهارم جمادى الاخر اين سال كه به شهر تونس رسيد .
در تونس احمد بن خراسان فرمانروائى مىكرد .
ناوگان عبد المؤمن پيش رفتند . اين ناوگان هفتاد كشتى بودند مشتمل بر سه نوع سفينهء جنگى كه شينى و طريده و شلندى خوانده مىشدند .
عبد المؤمن وقتى در نزديك تونس فرود آمد براى اهالى شهر پيام فرستاد و از آنان خواست كه به اطاعت وى در آيند .
ولى مردم تونس از اين كار خوددارى كردند .
بنابر اين عبد المؤمن از صبح روز بعد با آنان به جنگ پرداخت و سختترين پيكار را كرد .
چيزى نمانده بود كه شهر به تصرف در آيد و ناوگان عبد المؤمن وارد بندر شوند كه ناگهان باد تندى وزيد و از ورود موحدان به داخل شهر جلوگيرى كرد .
لذا عبد المؤمن و كسانش بازگشتند كه از بامداد فردا جنگ را از سر گيرند و شهر را تسخير كنند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٧