غازى را جانشين خود ساخت .
علت منصرف شدن از فرمانروائى پسر بزرگترش عماد الدين زنگى بن مودود اين بود كه قيم امور دولت وى و مقدم بر همه ، يكى از خدمتگزاران وى بود كه فخر الدين عبد المسيح نام داشت .
اين مرد از عماد الدين خوشش نمىآمد زيرا عماد الدين از عموى خود نور الدين محمود پيروى مىكرد چون نور الدين در نزدش مقام بلندى داشت . ضمنا داماد نور الدين بود .
در مقابل ، نور الدين نسبت به فخر الدين عبد المسيح كينه مىورزيد .
بدين جهة فخر الدين عبد المسيح و خاتون دختر حسام الدين تمرتاش كه مادر سيف الدين بود دست يكى كردند كه فرمانروائى را از عماد الدين به سيف الدين منتقل سازند .
پس از اين واقعه عماد الدين به نزد عمومى خود نور الدين محمود رفت و از او يارى خواست تا كمكش كند كه زمام فرمانروائى موصل را خود بدست گيرد .
قطب الدين مودود ، هنگامى كه در گذشت ، نزديك به چهل سال داشت . مدت فرمانروائى او بيست و يك سال و پنج ماه و نيم بود .
فخر الدين عبد المسيح نيز در دولت او حاكم بود و كارها را اداره مىكرد .
قطب الدين مودود از لحاظ اخلاق و رفتار از بهترين ملوك شمرده مىشد و نسبت به اموال رعيت از همه با گذشتتر بود .
به مردم نيكى بسيار و بخشش بىشمار مىكرد . بدين جهة در نزد خرد و بزرگ محبوبيت داشت .
با بزرگان و كوچكان يكسان مهربانى مىكرد . به همه روى خوش نشان مىداد و جوانمرد بود .
گوئى سرايندهء اين اشعار او را در نظر داشته ، كه گفته است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١