شدند و جز عدهاى ناچيز جان به سلامت نبردند .
شهاب الدين اسيران و همچنين سرهاى كشتهشدگان را پيش نور الدين محمود برد .
نور الدين و قشونش سوار شدند و آنها را سان ديدند .
ميان آن سرها نور الدين سر سپهسالار اسبتار - صاحب حصن - الاكراد - را ديد .
اين مرد در دلاورى پايهء بلندى داشت و شمشيرى براى گردن مسلمانان بود . بدين جهة مسلمانان از كشتن او شاد شدند .
وقوع زلزله و آنچه در شام بار آورد
همچنين درين سال - در دوازدهم شوال - زلزلههاى بزرگ و هولناكى پياپى رخ داد كه مردم همانند آنها را نديده بودند .
وقوع اين زلزلهها در اكثر شهرهاى شام و جزيره و موصل و عراق و ساير شهرها عموميت يافت .
سختترين آنها در شام بود .
در اين سرزمين ، نقاط بسيارى از دمشق و بعلبك و حمص و حماه و شيزر و بحرين و حلب و غيره ويران گرديد .
ديوارهاى شهرها و قلعهها خراب شد و خانهها بر سر ساكنان آنها فرو ريخت و گروهى كه به هلاك رسيدند ، از شمار بيرون بودند .
نور الدين محمود ، وقتى اين خبر را شنيد ، به بعلبك رفت تا از ديوار شهر و قلعهء شهر آنچه ويران شده بود تعمير كند .
و همين كه خبر ويرانى شهرها و خرابى ديوارها و قلعههاى اين شهرها و خالى شدن آنها از سكنه ، به دو رسيد كسانى را مامور آبادانى و دفاع و نگهدارى بعلبك كرد و خود به حمص رفت و همين كار را انجام