نور الدين اين پيشنهاد را نپذيرفت و گفت : « گشودن شهر آسان است ولى گرفتن قلعهء شهر سخت است چون دژى استوار مىباشد و چه بسا كه اگر ما بدان حمله بريم ، آن را تسليم فرمانرواى روم ( روم شرقى ) كنند چون حاكم آن برادرزاده اوست . و نزديك بودن به بيموند براى من بهتر از نزديك بودن به فرمانرواى قسطنطنيه است . »
آنگاه افواجى را بدان نواحى فرستاد كه رفتند و غارت كردند و اهالى را كشتند يا گرفتار ساختند .
بعد نور الدين بابت تن بهاى پرنس بيموند پول بسيار گرفت و گروهى انبوه از گرفتاران مسلمان را نيز از اسارت بيرون آورد .
آنگاه او را آزاد ساخت .
حمله نور الدين بر قلعه بانياس و گرفتن آن از فرنگيان
در ماه ذى الحجهء اين سال نور الدين محمود قلعهء بانياس را به تصرف خويش در آورد .
اين دژ نزديك دمشق قرار داشت و از سال 543 هجرى قمرى در دست فرنگيان بود .
نور الدين محمود ، پس از گشودن اين دژ ، به لشكريان موصل و ديار بكر اجازه داد كه به شهرهاى خود برگردند .
آنگاه چنين وانمود كرد كه آهنگ طبريه دارد .
در نتيجه ، فرنگيانى كه باز مانده بودند ، همت و كوشش خود را مصروف نگهبانى و تقويت طبريه كردند .
ولى نور الدين محمود به طبريه نرفت و روانهء بانياس شد چون مىدانست نگهبانانى كه از گشودن آن دژ جلوگيرى كنند اندكند .