تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بايد پيدا شدن « كوه ياقوت » را به ياد بياورد كه تو ديروز آن را ميان بيشه‌ها و كوه‌ها گم كردى چنين گوهرى داده نشده بود جز به سليمان ، و تو آن را بسيار زود يافتى ، اين ثروت ، شايستهء اورنگ فرمانروائى تست كه مانند تخت سليمان از هر جهت بلند و عالى است . اگر درياهاى هفتگانه هم اين گوهر را ربوده بودند و تو به آنها فرمان مىدادى فورا آن را به تو باز مىگرداندند . ) نور الدين محمود هنگامى كه دژ بانياس را گشود پسر معين الدين انز هم كه اين قلعه را تسليم فرنگيان كرد ، با وى بود . نور الدين به او گفت « اين پيروزى براى مسلمانان يك شادى ، ولى براى تو دو شادى مىآورد ؟ » پرسيد : « چطور ؟ » جواب داد : « براى اينكه امروز خداوند آتش دوزخ را نيز بر پوست تن پدر تو سرد مىسازد . »
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل تا مهدى او را دفع كند و دنيا را دوباره از عدل و داد پر كند . ظهور او مانند ظهور سفيانى و دابة الارض يكى از علائم آخر الزمان شمرده شده است . در باب نام اصلى محل اقامت و محل ظهور وى اقوال مختلف است . گويند مردى است يك چشم كه از مادرى يهودى به دنيا آمده است و در جزيره‌اى به صخره‌اى بسته شده . در آخر الزمان ، در هنگام عروض يك قحطى شديد ، در حالى كه بر يك دراز گوش ( خر دجال ) سوار است و همراه خويش آب و نان فراوان دارد ، از خراسان يا كوفه يا محلهء يهوديهء اصفهان ظهور مىكند ، و ادعاى خدائى مىكند ، و به سبب عجايب و خوارق بسيار كه با او هست ، بسيارى به او مىگروند . بقيهء ذيل در صفحهء بعد