يكى از سرداران بزرگ روم به شمار مىرفت ، فرماندهى آنان را بر عهده داشتند .
آن گروه انبوه سواره و پياده گرد آمدند و به راه افتادند و هنگامى كه به نور الدين محمود نزديك شدند ، نور الدين از آنان دور گرديد و به سوى ارتاح رفت به اميد اينكه فرنگيان او را دنبال كنند و از شهرهاى خود دور شوند و هنگام پيكار بىپشتيبان بمانند و او بتواند بر آنان دست يابد .
فرنگيان روانه شدند و در غمر فرود آمدند و چون از ناتوانى خود در پيكار با نور الدين آگاه شدند به حارم بازگشتند .
همين كه برگشتند نور الدين آهنگ جنگ كرد و با همهء پهلوانان و جنگجويان مسلمان سر در پى آنان نهاد .
وقتى دو طرف به يك ديگر نزديك شدند براى جنگ صف آرائى كردند . فرنگيان جنگ را با حمله به جناح راست مسلمانان آغاز نمودند .
اين جناح از لشكريان حلب و فخر الدين ، صاحب حصن كيفا ، تشكيل شده بود .
مسلمانانى كه در اين جناح بودند شكست خوردند و گريختند و فرنگيان سر در پى ايشان نهادند .
بعد گفته شد اين شكست عمدى بوده و آن را با همدستى و تدبير طرحريزى كرده بودند تا بگريزند و فرنگيان ايشان را دنبال كنند و از سربازان پيادهء خود دور شوند .
آنگاه مسلمانانى كه باقى ماندهاند به سربازان پياده حمله برند و آنان را از دم شمشير بگذرانند به نحوى كه وقتى سواران فرنگى برگردند نه سربازان پيادهاى ببينند كه به آنها پناه برند و نه بار و بنهاى كه بدان اتكاء داشته باشند . در اين صورت ناچار شوند كه خودشان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٧