علت نسبتى كه خليفه به امير يزدن داد اين بود كه يزدن شيعى مذهب بود .
بر اثر پيام خليفه ، امير يزدن و ابن معروف در جنگ با بنى اسد و سختگيرى نسبت به آن طايفه كوشش و جديت به كار بردند و راههاى آبى را بر آنان بستند .
افراد بنى اسد سرانجام از پاى در آمدند و تسليم شدند . از ايشان چهار هزار تن به قتل رسيدند .
آنگاه ميان افرادى كه باقيمانده بودند جار زدند كه : « ازين پس هر كس در حله مزيديه يافت شود ، خونش ريخته خواهد شد . »
بنابر اين طايفهء بنى اسد در شهرها پراكنده شدند و از آنان كسى كه معروف باشد در عراق نماند .
بطائح و ساير شهرهاى آنان نيز به ابن معروف سپرده شد .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، در بغداد ، بر دروازهء درب فراشا تا آبشخور رنگرزان ، حريقى روى داد و آتش در دو طرف سرايت كرد .
در اين سال ، در ماه رجب ، سديد الدوله ابو عبد اللّه محمد بن عبد الكريم بن ابراهيم بن عبد الكريم معروف به ابن انبارى ، از دار دنيا رخت بر بست .
او سمت دبيرى ديوان خلافت را داشت . مردى اديب و فاضل بود و پيش خلفا و سلاطين قرب و منزلت بسيار داشت .
از سال 530 هجرى قمرى تا اين زمان در ديوان خلافت خدمت كرده بود و نزديك به نود سال از عمرش مىگذشت .
در اين سال ، در ماه رمضان ، هبة اللّه بن فضل بن عبد العزيز بن