( درياچهء ) قدس [ ( 1 ) ] ، نزديك شهر حمص ، فرود آمد .
ميان او و ميدان كارزار چهار فرسنگ فاصله بود .
در آن جا بقيهء لشكريان او كه از دست فرنگيان جان به سلامت برده بودند به دو پيوستند .
يكى از آنان به دو گفت : « صلاح نيست كه در اين جا بمانى .
چون بسا ممكن است كه طمع فرنگيان را وادار كند كه به سوى ما بيايند و ما را در اين حال كه هستيم اسير سازند . »
اما نور الدين محمود او را ملامت كرد و ساكت ساخت و گفت : « اگر من الان هزار سوار در اختيار داشتم ، با فرنگيان روبرو مىشدم و از جنگ با آنها پروا نمىكردم . به خدا قسم كه تا انتقام خود و انتقام اسلام را از فرنگيان نگيرم ، در زير سايهء سقف نخواهم ماند . »
بعد عدهاى را به حلب و دمشق فرستاد و پول و جامه و اسب و اسلحه و خيمه تهيه كرد .
آنگاه به جميع سربازانى كه مىگفتند دشمن لباسشان را گرفته ، لباس داده شد .
لشكريان او مجهز شدند و بازگشتند به نحوى كه گفتى ابدا شكست نخوردهاند .
هر سربازى هم كه به قتل رسيده بود مقررى وى به فرزندانش واگذار گرديد .
اما فرنگيان ، پس از شكستى كه به مسلمانان وارد آوردند ، قصد داشتند كه به شهر حمص حمله برند چون نزديكترين شهر به آنها بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - قدس ( به فتحين دال و قاف ) : شهرى است نزديك حمص .
بحيرهء قدس منسوب است بدان .
( منتهى الارب )