تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
( درياچهء ) قدس [ ( 1 ) ] ، نزديك شهر حمص ، فرود آمد . ميان او و ميدان كارزار چهار فرسنگ فاصله بود . در آن جا بقيهء لشكريان او كه از دست فرنگيان جان به سلامت برده بودند به دو پيوستند . يكى از آنان به دو گفت : « صلاح نيست كه در اين جا بمانى . چون بسا ممكن است كه طمع فرنگيان را وادار كند كه به سوى ما بيايند و ما را در اين حال كه هستيم اسير سازند . » اما نور الدين محمود او را ملامت كرد و ساكت ساخت و گفت : « اگر من الان هزار سوار در اختيار داشتم ، با فرنگيان روبرو مىشدم و از جنگ با آنها پروا نمىكردم . به خدا قسم كه تا انتقام خود و انتقام اسلام را از فرنگيان نگيرم ، در زير سايهء سقف نخواهم ماند . » بعد عده‌اى را به حلب و دمشق فرستاد و پول و جامه و اسب و اسلحه و خيمه تهيه كرد . آنگاه به جميع سربازانى كه مىگفتند دشمن لباسشان را گرفته ، لباس داده شد . لشكريان او مجهز شدند و بازگشتند به نحوى كه گفتى ابدا شكست نخورده‌اند . هر سربازى هم كه به قتل رسيده بود مقررى وى به فرزندانش واگذار گرديد . اما فرنگيان ، پس از شكستى كه به مسلمانان وارد آوردند ، قصد داشتند كه به شهر حمص حمله برند چون نزديك‌ترين شهر به آنها بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - قدس ( به فتحين دال و قاف ) : شهرى است نزديك حمص . بحيرهء قدس منسوب است بدان . ( منتهى الارب )