تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

رفتن قبيلهء بنى اسد از عراق

در اين سال ، خليفه عباسى ، المستنجد باللّه ، دستور داد كه قبيله بنى اسد را كه اهل حله مزيديه بودند ، از ميان ببرند زيرا تبهكارى بسيار از ايشان آشكار شده بود . از اين گذشته ، هنگامى كه سلطان محمد بغداد را محاصره كرد ، بنى اسد قشون او را يارى كرده بودند . اين هم علت ديگر كدورتى بود كه خليفه عباسى نسبت به بنى اسد در دل داشت . لذا به امير يزدن بن قماج دستور داد كه با آنان پيكار كند و آنان را از شهرهاى عراق براند . افراد قبيلهء بنى اسد در بطائح ( جايگاهى بين واسط و بصره ) پراكنده بودند . و دست يا بى بر ايشان امكان نداشت . امير يزدن به فكر سركوبى آنان افتاد و بدين منظور لشكريان بسيارى از سوار و پياده گرد آورد . ضمنا به ابن معروف مقدم المنتفق ، كه در سرزمين بصره اقامت داشت پيام فرستاد و ازو يارى خواست . ابن معروف نيز با گروهى بسيار به يارى او آمد و بنى اسد را محاصره كرد و آب را به روى ايشان بست ، و مدتى در جنگ با آنان پايدارى و شكيبائى به خرج داد . خليفه عباسى ، المستنجد باللّه ، رسولى را پيش امير يزدن فرستاد و او را به خاطر تعللى كه در انجام اين كار روا داشته بود سرزنش كرد . او را زبون و عاجز خواند و متهم كرد كه با بنى اسد به علت مذهب تشيعى كه دارند همدستى و موافقت كرده است .