آن بيت اين بود :
تجنب سمعى ما يقول العواذل * و اصبح لى شغل من الغزو شاغل
( يعنى : گوش من به آنچه سرزنش كنندگان مىگويند بدهكار نيست و جهاد در راه خدا برايم كارى فراهم كرده كه مرا از توجه به ساير چيزها باز مىدارد . )
صالح بن رزيك هديهء سنگين و آبرومندى فراهم آورد تا براى شيخ ابو محمد بن دهان بفرستد .
ولى پيش از فرستادن اين هديه به قتل رسيد .
همچنين ، به او خبر دادند كه يكى از بزرگان موصل ، او را در مكه ثنا گفته است .
به شنيدن اين خبر برايش نامه تشكرى نوشت و با آن نامه هديهاى نيز فرستاد .
صالح بن رزيك ، امامى [ 1 ] بود و مذهب علويان مصرى را نداشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - اماميه نام عموم فرقههائى است كه به نص جلى على بن ابى طالب را جانشين پيغمبر اسلام دانند و معتقدند كه امامت در فرزندان على باقى است و دنيا هيچگاه از امام خالى نيست . و منتظرند كه يكى از علويان در آخر الزمان ظهور و خروج كند و دنيا را پر از عدل و داد و قسط كند .
در مقابل اينان ، اهل سنت و جماعت پس از پيغمبر ، امر خلافت را به شوراى مسلمانان و تصويب آنان منوط مىدانند .
شرح اين اجمال آن است كه چون بعد از رحلت پيغمبر اسلام خبر انتخاب ابو بكر به خلافت منتشر شد . عدهاى با اين امر از در مخالفت در آمدند .
زيرا على بن ابى طالب را بيشتر شايستهء اين مقام مىدانستند .
از جملهء اين معترضان ، نخست على بن ابى طالب ( ع ) و جماعتى از صحابه ، مانند عمار بن ياسر و ابا ذر غفارى و سلمان فارسى و جابر بن عبد الله و عباس بن بقيه ذيل در صفحه بعد